بقعه جوانمرد قصاب

پیر افسانه‌ای‌ صنف‌ قصاب‌ و نام‌ بقعه‌ای‌ در جنوب‌ تهران‌واقع در بزرگراه شهید رجایی، سه راه علی آباد است. در قرن‌ نهم‌، ملاحسین‌ كاشفی‌ در فتوّت‌نامه سلطانی‌ نام‌ جوانمرد قصّاب‌ را عبداللّه‌ و نام‌ پدرش‌ را عامر بصری‌ ذكر كرده‌ و او را یكی‌ از «هفده‌ كمر بسته» علی‌ علیه‌السلام‌ و از ملازمان‌ محمد حنفیه‌ (متوفی‌ 81) دانسته‌ است‌ كه‌ سلاخان‌، باید سند رسمیت‌ و اعتبار پیشه خود را با انتساب‌ به‌ او درست‌ كنند، چنان كه‌ در روز غدیر خم‌، حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ گوسفند كشت‌ و جوانمرد قصاب‌ آن‌ را سلاخی‌ كرد. حضرت‌ علی‌ گوسفند را پاره‌ كرد و كار سلاخی‌ را از آن‌ پس‌ به‌ جوانمرد احاله‌ كرد. هیچ‌ اطلاع‌ تاریخی‌ از عبداللّه‌بن‌ عامر بصری‌ در دست‌ نیست‌. بنای بقعه به صورت چهار ضلعی بوده و طول و عرض آن از هر طرف حدود 10 متر است و در داخل قبری وجود دارد به ارتفاع یک متر که بر روی آن سنگی سیاه رنگ حجاری شده که اکنون این سنگ مفقود شده‌ است.  نمای داخلی دارای رسمی بندی‌های زیبایی است. داخل بنا با ملات کاهگل و گچ‌اندود شده بود که روی آن و نمای بیرونی را با سیمان پوشانده اند. در نمای شرقی، و جنوبی بقعه قاب بندی مشهود است. در ورودی واقع در ضلع غربی با تبعیت از قوس درگاه که تیزه دار است به صورت چوبی بوده و اکنون تخریب گردیده است.

پیر افسانه‌ای‌ صنف‌ قصاب‌ و نام‌ بقعه‌ای‌ در جنوب‌ تهران ‌واقع در بزرگراه شهید رجایی - سه راه علی­آباد. در قرن‌ نهم‌، ملاحسین‌ كاشفی‌ در فتوّت‌نامه سلطانی‌ نام‌ جوانمرد قصّاب‌ را عبداللّه‌ و نام‌ پدرش‌ را عامر بصری‌ ذكر كرده‌ و او را یكی‌ از «هفده‌ كمر بسته» علی‌ علیه­السلام‌ و از ملازمان‌ محمد حنفیه‌ (متوفی‌ 81) دانسته‌ است‌ كه‌ سلاخان‌، باید سَندِ رسمیت‌ و اعتبار پیشه خود را با انتساب‌ به‌ او درست‌ كنند، چنانكه‌ در روز غدیرخم‌، حضرت‌ علی‌ علیه‌السلام‌ گوسفند كشت‌ و جوانمرد قصاب‌ آن‌ را سلاخی‌ كرد. حضرت‌ علی‌ گوسفند را پاره‌ كرد و كار سلاخی‌ را از آن‌ پس‌ به‌ جوانمرد احاله‌ كرد. هیچ‌ اطلاع‌ تاریخی‌ از عبداللّه‌بن‌ عامر بصری‌ در دست‌ نیست‌. شاید نام او از نام عبد الله بن عامر کرَیز بن ربیعه اموی (متوفی 59)، حاکم بصره در عهد خلافت عثمان، ساخته شده باشد که نقل است حضرت علی درباره وی فرمود: ابن عامر سید فثیان قریش است. محمد علی شریف یزدی شاهرودی،یکی از درویشان خاکسار دوره قاجاریه، در رساله ای که در سالهای 1315-1317 درباره اصناف نوشته، گفته است که علی علیه السلام در یمن سه کس را میان بست که سومی نصیر قصاب اصفهانی مشهور به جوانمرد قصاب بود و قصابان، سلسله سند صنف خود را به او و به حضرت ابراهیم علیه السلام می رسانند، اما چنین نامی نیز شناخته نیست. در فتوت نامه ها و رسائل اصناف عربی، جوانمرد قصاب به صورت جومرد القصاب ذکر شده است. در فتوت نامه سلطانی نخستین کاربرد و ساخت برخی از جامه ها و ابزار های خاص قصابان و سلاخان به جوانمرد قصاب منسوب است، نظیر پیش آویز، که ابزاری شبیه قناره بوده، کاردمال، که ظا هرا کارد را آن تیز می کرده اند و تنوره، که گونه ای پیشبند است با این حال، در برخی از فتوت نا مه های کهن تر مانند فتوت نامه مولا نا ناصری، در قرن هفتم، قصابان از اصنافی بر شمرده شده اند که شایسته فتوت داری نیستند. ملا حسین کاشفی به داستان جوانمرد قصاب اشاره نموده اما از ذکر آن خودداری کرده است. شگفت اینکه نام جوانمرد قصاب در فتوت نامه قصاب، متعلق به عهد صفوی، نیامده اما در رساله ای دیگر درباره قصابان و سلاخان، که ظاهرا در همان عهد تالیف شده، آمده است که کنیزکی از او گوشت خواست اما به هر گوشتی که جوانمرد به او می داد،راضی نمی شد. جوانمرد خشمگین شد و پول را پس داد.کنیزک که از ملامت و آزار آقای خود می ترسید، گریه آغاز کرد.شاه مردانف علی علیه السلام، که از آنجا می گذشت مشکل کنیز را دریافت و به جوانمرد گفت که به کنیز گوشت بدهد. جوانمرد که علی علیه السلام را نمی شناخت، دست خود را به علامت امتناع از قبول فرمان آن حضرت تکان داد. پس از آن که حضرت رفت، قنبر به جوانمرد گفت: تو شاه مردان را نشناختی؟ جوانمرد دو چشم خود را با کارد بیرون آورد و دست خود را با ساطور از تن جدا کرد و به قنبر گفت که او را نزد علی علیه السلام ببرد.حضرت علی فرمودند چشمان و دست وی را در موضع خود بنهند، سپس فاتحه ای خواند و بر جوانمرد دمید، فورا چشمان و دست او درست شد این داستان با اندکی تغییر در برخی از کتابهای مقتل، از جمله طریق البکا گریان شهرابی هم ذکر شده است. داستان حوانمرد قصاب را نمو نه کوشش حرفه های مکروه برای انتساب به فتوت دانسته است.در برخی از آثار کهن جغرافیایی و تاریخی نیز از مقبره جوانمرد قصاب یاد شده است و این گمان را پدید می آورد که شاید جانمرد قصاب شخصیت تاریخی نا شناخته ای باشد. حمد الله مستوفی از مدفن او در ری و عبد الرزاق سمرقندی در ذکر وقایع از مدفن او در سرخس یاد کرده اند.به نظر قزوینی جوانمرد قصاب مدفون در سرخس به جوانمرد قصاب ری ربطی ندارد. امروزه نیز در جنوب تهران به سوی ری، در زمینهای منصور آباد بقعه ای به نام جوانمرد قصاب هست که به احتمال زیاد بعد از فتحعلی شاه (1212-1250) ساخته شده است. ابیات لوحه قبر داخل بقعه نشان می دهد که صاحب آن را همان پیر افسانه ای صنف قصاب دانسته اند. محله اطراف بقعه نیز جوانمرد قصاب نام گرفته و قصه جوانمرد قصاب برای مردم این محل، معروف و مقبره او زیارتگاه است. مقبره های دیگری هم در برخی روستا ها به نام جوانمرد قصاب وجود دارد و احتمال دارد همه آنها مقبره هایی نمادین برای شخصیت افسانه ای جوانمرد قصاب باشند. قصابان افغانستان شبهای جمعه به نام جوانمرد قصاب نذری می دهند ودر حین مراسم، یکی از پیران خانواده، قصه جوانمرد قصاب را نقل می کند.

منابع:

1. مهران افشاری و مهدی مداینی،در بیان کار سلاخان و قصابان، در چهارده رساله در باب فتوت و اصناف، تهران،نشر چشمه،1381

2.محمد حسین بن عبد الله گریان شهرابی، کتاب طریق البکا، تهران،شرکت سهامی چاپ و انتشارات کتب ایران

3. محمد قزوینی،یادداشت های قزوینی، چاپ ایرج افشار، تهران، 1363

4. محمد تقی مصطفوی، آثار تاریخی طهران، تنظیم و تصیح میر هاشم محدث، تهران 1361

5.روشن رحمانی، افسانههای دریف تهران،1377

print



rating
  نظرات

شهرداری تهران Privacy Statement
حق انتشار اطلاعات براى شهردارى تهران محفوظ است 1393 - 1385
ورود به سایت